هنوز چند روز از جوهر انتصاب پاسدار قالیباف بر مسند مجلس حکومتی نگذشته که وی «بی دنده و ترمز» مضمون ریل گذاری خامنه ای برای آینده رژیم صدپاره آخوندی را به بیرون ساطع نمود.

وی در این راستا (خبرگزاری نیروی تروریستی قدس، تسنیم ۱۱ خرداد ۱۳۹۹) گفت: «از سوی دیگر قدرت منطقه‌ای فزاینده جمهوری اسلامی، که باعث گسترش عمق راهبردی و نفوذ ژئوپولیتیکی جمهوری اسلامی شده، فرصت مغتنمی است که جمهوری اسلامی را به نماد مقاومت در برابر مستکبرین تبدیل کرده».
پاسدار قالیباف در ادامه می افزاید: «اگر الگوهای موفق گذشته، به‌ویژه در پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، و در تقویت توان نظامی و توسعه قدرت منطقه‌ای، مبنای عمل قرار بگیرد، از تهدیدهای موجود نیز می‌توان فرصت‌های بزرگ ساخت».

ترجمان این جملات به معنای شدت بخشدین بر سیاست های مخرب رژیم آخوندی در زمینه صدور بحران، کشور گشایی، ناامنی و تروریسم در منطقه و جهان می باشد.
همچنین بسیاری از کارشناسان مسائل داخلی براین باور هستند اکنون که با ورود این پاسدار سابقه دار در راس مجلس، خامنه ای تلاش دارد تا با راه اندازی و تصویب انواع و اقسام قوانین، راه را برای یکدست نمودن حکومت خود هموار نماید.
براین منطق می توان پیش بینی نمود که یکی از راهکارهای وی برای گسترش بنیادگرایی و تروریسم در منطقه، برهم زدن تعادل در داخل حکومت با هدف تقویت باند های امنیتی، سپاه و بسیج و نیروای نیابتی در کشورهای همسایه و اسلامی می باشد.
 
به موازات این واقعیت نیز باید به جنگ قدرت در میان باندهای حاکم، بویژه علیه دولت «تدبیر و امید» اشاره نمود. قالیباف که اساسا برای همین منظور انتصاب شده، ضمن کشیدن شمشیر علیه شیخ حسن روحانی، وی را به «ناکارآمدی و آشفتگی مدیریت» متهم کرده و از جمله خطاب به رئیس قوه مجریه نظام می گوید:«آنچه شرایط را خطرناک‌تر می‌کند، الگوی مدیریتی دستگاه اجرایی کشور است، که علاوه بر ناکارآمدی و آشفتگی مدیریتی، و تمرکز بر نگاه به بیرون، به بسیاری از اصول و مؤلفه‌های الگوی مدیریت جهادی نیز باور ندارد».

بدین سان باند خامنه ای که اکنون بخش بزرگی از مجلس را به طیول خود تبدیل نموده است، مهندسی حذف شیخ حسن روحانی و باند وی را بطرز آشکاری به بیرون ساطع می کند. براین اساس طی ماه های اخیر شاهد هستیم که عوامل ولی فقیه در ارگان های مختلف ضمن کوبیدن چماق بر سر شیخ حسن، وی را عامل «مصیبت ها و بن بست» نظام در زمینه هایی مانند «فروش نفت، رکود اقتصادی، بحران کرونا، آموزش و پرورش، پروژه های اتمی و موشکی و دور زدن تحریم ها» معرفی می نمایند.

درمقابل نیز الگو هایی مانند «مدیریت جهادی» همان سیاست های شکست خورده دوران احمدی نژاد است که بنا بر گفته های رفسنجانی ، قبل از «استخری شدن » ، تنها طی دو دوره ریاست جمهوری وی، بالغ بر «۴۰۰ میلیارد دلار» از سرمایه ها و درآمد های نفتی به انضمام «دو دکل بزرگ نفتی» مفقود گردیده اند.