"هر کسی می تواند واجد صفت شجاعت باشد به غیر از دیکتاتور" . (افلاطون)

شجاعت و ترس بقول معروف "دو روی یک سکه" اند. شاخص بزرگ شجاعت، در یک نگاه مردم شناسانه بویژه در امر مبارزه: پشتکار، پی گیری وقفه ناپذیر مبارزه و عدم تسلیم در هر شرایط است. هر جریان و تشکیلات که این صفات را داشته باشند، خودبخود به ترس "نه" گفته است.
اصولا فرد، افراد و تشکیلات با صفت "شجاعت" تفکر سیستماتیک دارند و بسیار سازمانیافته هم عمل می کنند. دریک تعریف دیگر ، شجاعت در امر مبارزه و مقاومت مخصوصا با هیولای ولایت فقیه، یعنی کنار گذاشتن زندگی و تمامی علائق طبیعی در ظرف عرف اجتماعی است.شاید در بهترین شکل میشود گفت تشکیلات با صفات فوق، تسلیم زمان نمیشود و در یک کلمه سوار بر زمان است نه تابع آن.
روی دیگر سکه ترس است. اصولا کس، کسان و جریانهایی می ترسند که فاقد صفات شجاعت در مفاهیم بالا هستند.. از صفات بارز ترس در سطح حکومت تمامیت خواه، سرکوب و کشتار است. بنابراین حاکم مستبد با دو پایه ترس و سرکوب نیات باطل اش را ادامه می دهند. این حاکم چه تاج داشته باشد چه عمامه، در یک چیز مشترکند ترس از آگاهی و شورش و قیام برای حقوق به یغما رفته. اصولا حکومت دیکتاتوری فاقد انسجام و تفکر سیستماتیک است. این نوع حکومتها فقط در سرکوب و کشتار بطور نسبی منسجم عمل می کنند که آنهم ناشی از ترس و فروپاشی است. حکومت ترسوی شاه با کنار زدن تمامی احزاب! فرمایشی، حزب فقط حزب "رستاخیز" را در اوج شلاق و شکنجه عواملش علیه آزادیخواهان شجاع، راه انداخت. سلطنت ولایت فقیه هم سودای شاه را در سال سرنگونی در سر دارد. انتخاب قالیباف مهره جلاد و سرسپرده ولایت فقیه در همین راستای اواخر سلطنت محمدرضا شاه خائن است. در نگاه به کنش، واکنشهای حاکمیت استبداد مذهبی ایران، دو هماورد فعلا در سطح جامعه و روی صفحه سیاسی ایران در نبردی تنگانگ، جنگی سرنوشت ساز را مشغولند. یک- شورایملی مقاومت ایران و در راسش سازمان مجاهدین خلق ایران ۲- تمامیت حکومت ولایت فقیه با تمامیت لابیها و حامیان استعماریش.
این هماوردی با گذر زمان و عبور از پروسه های سخت و سنگین مقاومت ایران به شرایط فلج کننده موسوم به شرایط "کرونایی" گره خورده است.
این ویروس ناخوانده، سیستم جهانی را بهم زده است. جهان در تلاطم است. در چنین جهانی دیکتاتورها نمی توانند با توجه به ماهیت شان، در خدمت مردم قرار گیرند. خامنه در اولین واکنش اش به شرایط کرونایی آن را کوچک و کم اهمیت نشان داد.
«از این حوادث در کشور پیش می آید. البته من نمی خواهم مسئله را خیلی کوچک بگیرم اما خیلی هم بزرگش نکنیم مسئله را. یک قضیه ای پیش امده ... تجربیاتی که ما در این زمینه به دست می آوریم و بعد هم رخت برمی بندد و می رود. فعالیتی که مردم می کنند، دستگاه ها می کنند و در واقع یک رزمایش عمومی در این زمینه انجام می گیرد، این می تواند یک دستاورد باشد. اگر این دستاوردها را داشته باشیم، بلا برای ما تبدیل می شود به نعمت، تهدید تبدیل می شود به فرصت».( رسانه ها ۱۳ اسفند ۹۹ برابر با ۳ مارس ۲۰۲۰)
 شرایط هرچه قدر بغرنج و پیچیده باشد مدیریت قوی و منسجم می تواند راه حلهایی را کشف و به اجرا بگذارد. حکومت ولایی ایران تنها کشور در جهان است که با نبود مدیریت یکدست، مسئله اصلی اش نیز کرونا نیست بلکه ترس از سرنگونی و شورش ارتش گرسنگان است. ترس این حکومت ترسو و بزدل از " ابر جنبش اعتراضی" است که کارگزارانش را پریشانحال کرده است.
"... روند اعتراضات مردمی در کشور در سال‌های ۷۸، ۸۸، ۹۶ و ۹۸ بروز مجدد نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی در جامعه و کشیده شدن آن به سطح خیابان‌ها را طی ماه‌های آینده در پی خواهد داشت. البته این بار اعتراضات شدیدتر و همراه با خشونت خواهد بود و می‌توان از آن به‌عنوان یک ابر جنبش اعتراضی در کشور یاد کرد که بیشتر اقشار فرودست و متوسط جامعه در آن حضور خواهند داشت... . ».( روزنامه حکومتی جهان صنعت ۳ اردیبهشت ۹۹)
این اعتراف ناگزیر قابل توجه است که حداقل۳ ماه بعد از گسترش " کرونا در ایران رسانه ای شده است، تایید این نظر است که مسله اول و آخر این حکومت نه " کرونا" بلکه مسئله اش "امنیتی" و ترس از انقلاب گرسنگان است.
در امتداد همین ترسهای ناشی از وقوع حتمی " ابر جنبش اعتراضی" است که خامنه ای با طرح حکومت "جوان حزب الهی"، قالیباف فاسد، جلاد و رانتخوار قهار را ازصندوق رای مجلس بی کفایتش بیرون کشید.
"...قطعاً این اعتقاد را دارم که قالیباف اگر به‌عنوان رئیس مجلس به روی کار بیاید ... توپخانه‌ها را آماده شلیک علیه او می‌کنند، بنابراین مجلس ما مجلس پر تنشی خواهد شد و بیشتر زمانش صرف خنثی کردن آتش بارهایی شود که متوجه مجلس است (روزنامه حکومتی آفتاب یزد ۸ خرداد ۹۹ به نقل از رئوفیان، مهره ولی فقیه)
آری این انتخاب ناگزیر قالیباف چند دستگی درون حکومت را در شکلی جدید دامن خواهد زد. هرچند بخواهند مثل دوران آخر سلطنت شاه، نهایت انقباض حکومتی را مطابق میل سلطنت ولایت فقیه هم درپیش گیرند.
پیشینه:
خامنه ای از زمان خمینی مخصوصا انموقع که رئیس جمهور خمینی شد در سودای حکومت یکدست بوده است. نمونه اش مخالفت خامنه ای با نخست وزیری میر حسین موسوی بود. خامنه ای می خواست میرسلیم و یا ولایتی نخست وزیرش شوند و از واسطه هایی مثل هاشمی رفسنجانی بین خود و خمینی، برخواسته اش اصرار می کرد که نهایتا خمینی دوم شهریور سال ۱۳۶۴ خطاب به واسطه ها گفت: "به آقای خامنه ای بگویید که من ... نظرم این است که حسین موسوی نخست وزیر بماند".
 اما پایه این تفکر حکومت "جوان و حزب الهی" خامنه ای را یک مثال جدید، روشنتر می کند. اودر سال ۹۰ و در سفری به کرمانشاه گفت: "اگر روزی در آینده احتمالا دور احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است هیچ اشکالی در تغییر ساز و کار فعلی وجود ندارد".
با پیامدهای گوناگون پاندمی "کرونا"، کرونای ولایت فقیه در امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در محاصره بحرانها دچار ریزش و فروپاشی است. خامنه ای در چنین اوضاع پریشانحالی و بی کفایتی و با آوردن قالیباف دنبال اجرای همان احتمالات سال نود اش است که در کرمانشاه بزبان آورد. ولی فقیه بسته به شرایط دوران "کرونا" احتمالات زیر را اگر توانست اجرا می کند:
- با مجلس رشوه ای اش ، شاید طرح حذف نهاد ریاست جمهوری از قانون اساسی با رای مجلس را به تصویب رساند. در اینصورت قالیباف نخست وزیر ولایت، گماشته میشود. "برای پس گرفتن یک طرح تحقیق و تفحص ۶۵ میلیارد تومان فقط به یک رئیس کمیسیون در مجلس (رشوه ای) پرداخت شده است". (میر سلیم رقیب انتخابات ریاست جمهوری قالیباف و روحانی . نقل از خبرگزاری تسنیم ۲۹ مه ۲۰۲۰)

- اگر طرح فوق پیش نرفت خود قالیباف را به ریاست جمهوری انتصاب کند.

قالیباف در مناظره نمایشی انتخابات ریاست جمهوری با روحانی و میرسلیم و... اعتراف بزرگی را به "یادگار" گذاشت که ۴ درصد طرفدار حکومت هستند. بلی حال ۴ درصد" ترسو"، حکومت جهل و جنایت خامنه ای را با سرکوبی حداکثر اداره می کنند. اما "سلولهای خفته کانونهای شورشی" در صف شجاعان جامعه دارند ۹۶درصد جامعه را در صف خودشان آرایش میدهند تا سرنگونی را محقق سازند.
"اکنون دو سال است که شاهد هستیم مجاهدین هزاران سلول خفته خود را دسته‌دسته بیدار کرده، نام آنها را کانون‌های شورشی گذاشته و با فرماندهی متمرکز به آنها مأموریت عملیات و تخریب می‌دهند. حتی پس از غائله آبان۹۸ سرکرده ... (مجاهدین) پیام می‌دهد: «استراتژی ظفرنمون ارتش آزادی در کانونها و محله‌ها و شهرهای شورشی محک خورد». (سایت حکومتی رجانیوز ۲۸ اردیبهشت۹۹)
نبرد سرنوشت ساز شجاعان مقاومت با ترسویان ولایت به مرحله پایانی خود نزدیک می شوند. کانونهای شورشی با هدایت ۹۶ درصد جامعه که بلقوه در صف شجاعان هستند سال سرنگونی را سازماندهی می کنند و هماورد ترسوی ولایت فقیه مثل شاه و ژنرالهایش در پایان حکومت استبدادی سلطنت پهلوی اعتراف می کند:
"آقای رئیسی! حرمت حاکمان دیرزمانی است که شبانه‌روز درحال ریزش است و حرمت و اعتبار لباس امثال شما و آنچه مایه‌ی اعتبار آن لباس شده بود، بسرعت در حال زوال و نابودی است.
آقای رئیسی! این نشانه‌های اضمحلال عمیق و گسترده را جدی بگیرید.
آقای رئیسی! حکمرانی بدون رضایت عمومی آفتاب لب بام است. ... البته در کوتاه مدت، با ضرب و شتم و سلول انفرادی و خونریزیِ بی‌سروصدا می‌شود. اما یادتان باشد که دیری نخواهد پایید و همه چیز همچون گوله برفی آب خواهد شد... ."
 عوامل دیکتاتوری شاه هم درست مثل همین کارگزار دیکتاتوری ولی فقیه ،بهمن ۵۷ می گفت: " «به شاهنشاه عرض کردم ما ۳ لشکر در تهران متمرکز کرده‌ایم. گفتم با ۳ لشکر می‌شود یک مملکت رو تصرف کرد... ما باید استراتژی خودمون رو روشن کنیم و بر اساس اون جلو بریم! والا، مثل برف آب خواهیم شد! مثل برف آب خواهیم !".
(از کتاب خاطرات تیمسار قره باغی آخرین رئیس ستاد ارتش شاه، بهمن سرنگونی حکومت سلطنتی).
دیکتاتورها و خائنان تاریخ سرنوشتی مشترک دارند. سرانجام آنها انداختن آنها در زباله دان تاریخ است. در ایران ما هم کانونهای شورشی باکمک ارتش قیام چاله دفن دیکتاتوری ولایت فقیه را آماده کرده اند و شاید کرونای ولایت فقیه زودتر از ویروس "کرونا" چال شود.